یک جاهایی خیلی محکم می ایستی. ... طوفانهای بزرگ را از سر میگذرانی ... دلت قرص میشود به خودت
ناگاه یک نسیم عصرلنه ... پایه هایت صدا می دهند و فرو می ریرند همه چیز
حالا راه که می روی ... با خودت بحثت میشود ...
بینوا رضا ...
و چقدر این سطرهای بلاگفا صبورند که کلمات مرا در خود می شنوند ... و چقدر دلم گریه می خواهد ... از آن گریه ها که هبچ کس نیاید تا به شرمی یا محبتی کارت نیمه بماند
یک دل سیر ...
برچسب:
نویسنده: پرنیا قربانی
برچسب:
نویسنده: پرنیا قربانی